تحلیل نظریۀ «موجود» در فلسفۀ میرداماد


چکیده

پاسخ فیلسوف به این پرسش که آنچه «موجود» خوانده می‌شود، چه نسبتی با وجود و ماهیت دارد؛ یا نسبتی با وجوبِ وجود و امکان وجود دارد، نظریۀ «موجود» نزد آن فیلسوف شناخته می‌شود. به هنگام شناسایی دیدگاه میرداماد دربارۀ پرسش موجودیّت، دو باور اساسی را می‌توان در آثار وی مشاهده کرد: 1- پذیرش عینیّت خدا با وجود و گرایش به وحدت وجود؛ 2- پذیرش جعل بسیط ماهیت. در بررسی ابتدایی این دو باور، که یکی دربارۀ مبدأ هستی و واجب الوجود بالذات و دیگری دربارۀ ممکن‌الوجودهاست، ممکن است به تعارض ساختاری فلسفۀ میرداماد حکم شود و چنین پنداشته شود که در نظر وی، «موجود» معنایی یگانه و جامع میان خدا و مخلوقات نیست، بلکه مشترک لفظی است. اما تحلیل منسجم عبارت‌ها و آرای گوناگون میرداماد دربارۀ موضوعاتی چون عینیّت وجوب با خدا، عینیّت امکان ذاتی با ممکن، اعتبارات ماهیت و نحوۀ تحقّق کلّی طبیعی، تحلیل رابطۀ علیّت، ملاک تشخّص و اهتمام به مفاد نظریۀ جعل بسیط ماهیت، همگی نشان از آن دارد که میرداماد، با پذیرش نظریۀ وحدت شخصی موجود، مصداق حقیقی «موجود» را خداوند معرفی می‌کند و ممکن‌الوجودها را به مثابۀ ظهور و ربط به علّت دانشته، که مصداق مجازی «موجود» خوانده می‌شوند. در نظر وی، جعل بسیط ماهیت، نظریه‌ای ناظر بر شکل‌گیری محتوای واقعیت نیست، ‌تا به اصالت ماهیت منجر شود؛ بلکه دیدگاهی است که با نظر به ابتنای جعل خداوند بر علم، بر تحقّق ابداعی و بی واسطۀ ممکنات تأکید می‌کند، و صرفاً مبیّن آن است که به لحاظ حمل اوّلی ذاتی، چیزی جز آنچه در علم ذاتی خداوند حضور دارد، فعلیت نمی‌یابد.

 

واژگان کلیدی

هستی‌شناسی، اعتباریت وجود،جعل بسیط ماهیت، وجود رابطی، وحدت شخصی موجود، میرداماد

 


اطلاعات پایان‌نامه

عنوان پایان‌نامه: تحلیل نظریۀ «موجود» در فلسفۀ میرداماد

دانشجو: سید محمد مَنافیان

مقطع: دکتری (Ph.D)                    

استاد راهنما: دکتر نصرالله حکمت

دانشگاه/ دانشکده: دانشگاه شهید بهشتی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی                    

تاریخ دفاع: اسفند 1393


 برای مطالعۀ پایان‌نامه، به کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی مراجعه نمایید.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (هنوز امتيازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید