مؤسّس مکتب اصفهان (پرونده‌ای در باب فلسفۀ میرداماد)


 

درست در ایّامی که امپراطوری صفویان، در پی دولت– امّت‌سازیِ شیعی بود و مرزهای اقتدار خود را تا کرانه‌های ایران‌زمین به پیش می‌برد و خود را در غیریّت با امپراطوری سنّی عثمانی تعریف می‌کرد، آوازۀ فیلسوفی دهان‌به‌دهان چرخید و تا اصفهان به مثابۀ پایتخت ایران شیعی گسترش یافت. فیلسوفی که زیر سایۀ آفتاب دولت عبّاسی، مکتب فلسفی اصفهان را بنا کرد و فصلی را در تاریخ فلسفۀ اسلامی رقم زد که اینک فصل غریب تمدن اسلامی است. فصلی که قابلۀ حکمت یمانی شد که امروزه کمتر کسی آن را می‌شناسد و محمّدباقر استرآبادی حکیم مؤسّس آن «حکمت» نام گرفت.

حکیمی که با این نام غریب است و با نام «میرداماد» در ایران معاصر شناسایی می‌شود. میر حکیم ما شخصیّت جالبی دارد؛ از یک سو یکی از نزدیک‌ترین فلاسفۀ اسلامی به قدرت و سیاست حاکمه است و روابط گرمی با سلسلۀ صفویّه دارد و به دستور شاه رساله می‌نویسد و به حبّ شاه کتاب را به نام او می‌زند. از سوی دیگر، یکی از غریب‌ترین فیلسوفان تمدن اسلامی است و این غربت در حالی است که او صاحب حکمت مخصوص به خود و مبدع نظریّۀ مخصوص به خود است. شاید این غربت دو دلیل محرز داشته باشد؛ نخست اینکه شاگرد معروف او آنقدر شهره شد و پایه‌گذار متعالیه شد که نام استاد را در محاق فرو برد و دوم اینکه میر از جمله سخت‌نویس‌ترین فیلسوفان مسلمان بود… .

 

پرونده‌ای در باب میرداماد، با گفتارهایی از:

  • رضا داوری اردکانی
  • سیّدمصطفی محقّق داماد
  • مهدی محقّق
  • سیّد مجتبی نورمفیدی

و

  • غلامحسین ابراهیمی دینانی

 

دریافت نسخۀ کامل این نوشتار:

  مؤسّس مکتب اصفهان (پرونده‌ای در باب فلسفۀ میرداماد)

 


اطلاعات نوشتار

عنوان: مؤسّس مکتب اصفهان (پرونده‌ای در باب فلسفۀ میرداماد)

گردآوری و مصاحبه: حامد زارع

اطلاعات نشريه: نشریۀ مهرنامه (شمارۀ 19)، 30 بهمن 1390، صص195-204 .


هشدار!

بازنشر اين مطلب و استفاده از نسخۀ الکترونيک آن در فضای مجازی، منوط به کسب اجازه از مدیر «رسانۀ مجازی میرداماد» می‌باشد.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (هنوز امتيازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید