تأویل میرداماد از مُثُل افلاطونی


مسلمانان علاوه بر افزودن مسائل جدید به فلسفۀ یونانی، مسائلی را که از پیش‌ در آن بود، پروراندند. از جملۀ این مسائل، بحث مُثُل بود. آموزۀ مُثُل در تاریخ فلسفه، قائلان متعدّدی در ميان حکمای ایران باستان، هند و یونان داشته است؛ امّا به‌دلیل اصرار افلاطون و استادش در اثبات این آموزه، نام مُثُل با افلاطون قرین شده است. در مقابلِ پافشاری افلاطون بر وجود مُثل، شاگردش ارسطو، سخت مخالف این آموزه بود. این دو‌‌دستگی در اعتقاد به مُثُل، پس از افلاطون و ارسطو، تا جهان اسلام ادامه پیدا کرد.

آموزۀ مُثُل افلاطونی در میان حکمای مسلمان، بازخوردهای مختلفی داشته است. برخی همچون شیخ رئیس، مُثُل را به‌شدّت نفی کرده‌اند. برخی چون شیخ اشراق و صدر‌المتألّهین که بر وجود مُثُل براهین متعدّد اقامه کرده‌ و به بسط و تفصیل آن اهتمام ورزیده‌اند، از مدافعان سر‌سخت این باور قلمداد می‌شوند. برخی دیگر – همچون فارابی و میرداماد – مُثُل افلاطونی را به معانی دیگری تأویل كرده‌اند؛ و برخی چون علّامۀ طباطبایی، ادلّۀ اثبات آن را مخدوش می‌دانند. تفسیر میرداماد از مُثُل افلاطونی، في‌نفسه آموزه‌ای اساسی و تحسین‌بر‌انگیز دربارۀ حضور مادیّات نزد علّت مُفیض به شمار می‌آید؛ امّا تأویل مُثُل به آن، خالی از اشکال نبوده، با کلام افلاطون سازگار نیست.

 


آنچه در این بخش به مخاطبان رسانۀ مجازی میرداماد تقدیم می‌شود، جلسات مربوط به تأویل میرداماد از مُثُل افلاطونی، از سلسه دروس «الاسفار الاربعه»ی استاد سیّدمحمّد موسوی‌بایگی است. این جلسات در سال تحصیلی 1399-1400، به‌صورت مجازی در دانشگاه علوم اسلامی رضوی برگزار شده است.

 


هشدار!

بازنشر این درس‌گفتارها و استفاده از نسخۀ صوتی آن‌ها در فضای مجازی، منوط به ذکر منبع و کسب اجازه از مدیر «رسانۀ مجازی میرداماد» می‌باشد.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (هنوز امتيازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید