التعلیقة علی کتاب «الکافي»


«التعلیقة علی کتاب الکافي»، از تالیفات میرداماد است که در زمینۀ علوم نقلی به رشتۀ تحریر در آمده است. آن‌گاه که میرداماد درصدد نگاشتن تعلیقه‌ای بر کتاب «الکافي» برآمد، دریافت که بررسی اسناد روایات، بر بررسی متون و مضامین آن‌ها مقدم است. به همین مناسبت، تصمیم گرفت ابتدا در مجموعه‌ای موسوم به «الرواشح السماویّة»، از علم درایه و احوال رُوات سخن به میان آورد و سپس به نوشتن تعلیقات خود بر متون روایات «الکافي» شریف بپردازد.

با بررسی کتاب، متوجّه می‌شویم که میرداماد، توفیق یافته تا بر روایات کتاب‌های «العقل و الجهل»، «فضل العلم»، «التوحید» و یک روایت از کتاب «الحجّة»، تعلیقاتی بنگارد و از بقیۀ کتاب بازمانده است.

مباحثی که میرداماد در تعلیقۀ خود بدان‌ها پرداخته، عبارت‌اند از:

  • بحث‌های لغوی؛ او در بعضی از موارد، به نقد دیدگاه‌های لغویان پرداخته و تبحّر خود را در مباحث لغوی نمایانده است.
  • بحث‌های تفسیری.
  • بیان تصحیفاتی که در الفاظ روایات وارده در اصول کافی صورت پذیرفته است.
  • بحث‌های رجالی.
  • شرح و تفسیر روایات؛ او در این بخش، از مسائل مختلف فقهی، تاریخی، فلسفی، عرفانی و… بهره جسته است.
  • استفاده از روایات سایر کتب روایی؛ میرداماد با استفاده از روایاتی که در سایر کتب حدیثی آمده‌اند، به شرح و توضیح روایات کتاب «الکافي» پرداخته است.

 

نمونه‌هایی از تعلیقات میرداماد:

«کتاب العقل و الجهل»

در تفسیر روایت «أقبل فأقبل»، دربارۀ عقل می‌گوید که منظور از آن، امر تکوینی ایجادی است، نه امر تکلیفی تشریعی، سپس ادبار و اقبال را از تزاید و تنقّص عقل انسانی (قوّۀ عاقله) می‌داند. او معتقد است که به سبب این ویژگی‌ها، عقل انسانی محبوب‌ترین خلق در نزد خداوند و مستحقّ امر و نهی تکلیفی تشریعی شده است.

 

«کتاب فضل العلم»

روایتی در کتاب «الکافي» نقل شده که در آن، پیامبر اسلام (ص) علم را بدین گونه تقسیم‌بندی کرده است: «إنّما العلم ثلاثة: آیة محکمة، أو فریضة عادلة، أو سنّة قائمة و ما خلاهنّ فهو فضل». میرداماد معتقد است که منظور از«آیة محکمة»، علم نظری است که شامل شناخت مبداء و معاد و رسالت می‌شود و از آن به فقه اکبر یاد شده است؛ «فریضة عادلة»، همان فقه اصغر است که به مباحث احکام حلال و حرام می‌پردازد و «سنّة قائمة»، علم تهذیب اخلاق و تکمیل آداب در سفر به سوی خداوند و طی مسیر در فنای فی الله است.

او مدّعی است که برهان صدّیقین را می‌توان از آیات و روایات متعدّدی به دست آورد. از جملۀ آن روایات، روایت یازدهم از باب «نوادر» است که از این قرار است: «وجدت علم الناس کلّه في أربع: أوّلها أن تعرف ربّک». آن‌گاه می‌افزاید: پس حقّ علم، آن است که با نگاه به «وجود بما هو وجود»، خدا و سپس مراحل پایین‌تر را بشناسی، چنان‌که مسلک برهان لمّی و روش صدّیقین است. صدیقین آنان‌اند که با حق بر خلق استشهاد می‌کنند، نه با خلق بر حق، و سر گفتار خدا را می‌فهمند: «أو لم‌یکف بربّک أنّه علی کلّ شيء شهید».

 

«کتاب التوحید»

میرداماد در ابتدای تعلیقه بر این بخش، عنوان می‌کند که کتاب التوحید، قلب علم حدیث است و روح کتاب «الکافي». سپس بیان می‌کند که علما اصرار دارند که احادیثی که اسنادی ضعیف دارند، در این کتاب ذکر نشوند و در صورت ذکر، حتمًا به ضعیف بودن سند آن‌ها اشاره شود. این روش، متفاوت با شیوۀ ایشان در سایر ابواب است. آنان در ابواب دیگر، تساهل روا می‌دارند و چنین دقّتی را به کار نمی‌بندند. همچنین از نقل روایات جعلی امتناع کرده، به درج این گونه روایات، حتّی با تصریح بر موضوع بودن‌شان راضی نمی‌شوند.

میرداماد، در پایان، از تمام کسانی که از او اجازۀ روایت دارند، به اصرار می‌خواهد که آنچه را دانشمندان گذشته مورد تأکید قرار داده‌اند، فروگذار نکنند.

 

این اثر گرانسنگ، در سال 1403 هجری‌قمری، با تحقیق آقای سیّدمهدی رجائی و به سرمایۀ مرحوم سیّدجمال‌الدین میردامادی، از سوی مطبعۀ خیّام قم روانۀ بازار نشر گردید.

 

  • مطالعۀ بیشتر:

«التعلیقة علی کتاب الکافي» در ویکی‌نور / «التعلیقة علی کتاب الکافي» در ویکی‌فقه

  • مشاهده و دریافت کتاب:

کتابخانۀ دیجیتالی نور / مکتبة «نرجس»کتابخانۀ دیجیتال جهانی / کتابخانۀ «مساحة حرّة»

  • مطالعۀ معرّفی و نقد مفصّل کتاب:

  نگاهی به «التعلیقة علی کتاب الکافي»ی میرداماد، به قلم قاسم جوادی

 

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (هنوز امتيازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید