مصنّفات میرداماد


«مصنّفات میرداماد»، مجموعه‌ای از آثار بلند و کوتاه میرداماد است که به همّت استاد مرحوم، شیخ عبدالله نورانی در دو مجلّد گردآوری شده و در سلسلۀ منشورات همایش قرطبه و اصفهان به چاپ سپرده شده است.

جلد نخست این مجموعه شامل آثار مستقلّی همچون «الإیماضات»، «التقدیسات»، «الإیقاضات»، «الإعضالات»، «خُلسة الملکوت» و «الصراط‌المستقیم» می‌باشد که ساختار محتوای برخی از آن‌ها از این قرار است:

 

الإیماضات

«الإیماضات و التشریفات» یا «الصحیفة الملکوتیّة و الحکمة السویّة» در بیان و تحلیل مسائلى چون حدوث عالم، زمان، مکان، بحث از شئون حوادث، هیولاى اولى و… در پنج «سقایة» پرداخته شده است. تألیف این اثر در سال 1012 هجری‌قمری آغاز شده و ناتمام مانده است.

«سقایۀ اول» به بررسی وجود به حسب ظرف‌هاى تحقّق می‌پردازد.

«سقایۀ دوم» به شئون حوادث به حسب احکام حدوث اختصاص یافته است. میرداماد در این بخش سبق ماهیت از وجود را اثبات کرده است. وى حدوث را به سه قسم تدریجى، دفعى و زمانی تقسیم می‌کند؛ به این معنا که اگر وجود شىء بتمامه در زمانى باشد، از جهت بدایت داراى حدوث تدریجى خواهد بود؛ اما اگر وجود شىء بتمامه در زمانى بوده و سپس این وجود استمرار داشته باشد، داراى حدوث دفعى مى‌گردد. وى سومین نوع حدوث را حدوث زمانى مى‌داند که نه حدوث تدریجى دارد و نه حدوث دفعى، بلکه در نفس زمان به غیر جهت انطباقى مى‌باشد. از جمله مسائلى که میرداماد در این فصل از آن بحث می‌نماید، تقسیم حرکت به قطعى و آنى و توسّطى است.

«سقایۀ سوم» کتاب دربارۀ هیولاى اولى به قلم آمده، به بررسی احکام وجود مادّی می‌پردازد.

میرداماد در این «سقایۀ چهارم» به علم الهی پرداخته و موضوع آن را حقیقت متقرّر بما هى حقیقت متقرّر مى‌داند. او معتقد است بحث از هیولى و صورت و خواصّ آن‌ها از مباحث حکمت طبیعی نیست، بلکه از مسائل حکمت فوق طبیعت مى‌باشد. وی محسوس بودن جسم طبیعى را از جهت عوارضش مى‌داند و مى‌گوید: جسم طبیعى محسوس صِرف یا معقول صِرف نمى‌باشد، بلکه از جهت عوارضش محسوس بوده ولى از جهت ذاتش معقول مى‌باشد.

از دیگر مباحث این فصل، تقسیم «وحدت» به سه نوع وحدت شخصیه، وحدت نوعیه و وحدت عرضیه مى‌باشد.

آخرین سقایۀ کتاب الإیماضات که «پنجمین سقایة» مى‌باشد، دربارۀ «متقرّر الحقیقة» و «غیر متقرّر الحقیقة» و ماهیات متأصّله و مقولات عشر مى‌باشد.

 

التقدیسات

این اثر متشکّل از فصل‌های کوتاهی است که «تقدیس» و «تشریق» نام نهاده شده و به مباحث گوناگونی می‌پردازند؛ همچون:

معرفت به عالم خارج: از جمله مطالب استدلالى که  میرداماد بدان مى‌پردازد، این است که وقوف بر حقائق اشیاء، خارج از قدرت بشر می‌باشد. او مى‌گوید: انسان حتّى به بسائط اشیاء نیز امکان دسترسى ندارد و تنها از لوازم اشیاء است که مى‌تواند به شناخت اشیاء برسد؛ مثلا، دربارۀ «حیوان» چیزى که بشر مى‌تواند بدان علم پیدا کند این است که او خاصیّت ادراک و فعل دارد؛ در حالی که مُدرِک فعّال حقیقت حیوان نیست و از خواصّ یا لوازم حیوان مى‌باشد. او به نقل از ابن سینا مى‌گوید: بشر حتّى توان شناخت حقیقت جسم را نیز ندارد بلکه شناخت ما از جسم فقط سه جنبۀ طول و عرض و عمق از آن مى‌باشد.

احکام وجود واجب: میرداماد وجوب وجود بالذات را از براهین توحید دانسته است؛ چراکه واجب بودن وجود در بیش از یک موجود متصوّر نیست. او سپس به وحدت علت معلول واحد پرداخته و با دلائلى عقلى و قطعى این مطلب را از جنبه‌هاى مختلف اثبات کرده است. او در این مبحث، تقدّس واجب از انحلال و جزء داشتن را مورد بحث قرار مى‌دهد.

صفات کمالیّۀ واجب: میرداماد واجب را کمال مطلق و واجب حقّ مى‌داند و دلیل آن را فعلیّت محض بودن حیثیّت وجوب بالذات از تمام جهات مى‌داند که هیچ شائبۀ بالقوّه بودن در آن راه ندارد. او هیچ حیثیّت کمالیّه‌اى را نیز از واجب بالذات جدا نمى‌داند، بلکه ذات حقّ را مجموعۀ حیثیّات کمالیّه و تمام و فوق تمام مى‌داند. میرداماد حقیقت وجود متوحّد را بدون علّت و بدون شریک و بدون حدّ معرفى مى‌کند؛ که این جهات، باعث نداشتنِ کمّ و کیف و أین و متى و وضع و ضدّ براى آن حقیقت وجود می‌گردد.

میرداماد تمام صفات کمالیّه را در ماهیّات، سایه‌اى از کمالات قیّوم بالذات مى‌داند در نتیجه وحدت وجود انتزاعى را ظلّ وحدت حقّۀ واجب مى‌داند. وى تعریفاتى را که فلاسفه یا به تعبیر خودش «متفلسفین» از توحید ارائه کرده‌اند، نمى‌پذیرد و آن‌ها را به سفسطه شبیه‌تر مى‌داند تا فلسفه و به مغالطه نزدیک‌تر مى‌داند تا برهان. در همین راستا به چهار تعریف از تعاریف ارائه شده در مورد توحید اشاره کرده و در صدد ابطال آنان برمى‌آید.

علم الهی:  میرداماد مبحث «علم الهی» را به صورت ویژه در این اثر بررسیده و  پس از ترسیم مراتب علم الهی، بیان مى‌کند که علوم عقول همه از علم حقّ تعالى مى‌باشد و علم بسیط حقّ تعالى به لحاظ تجرّد ابلغ علوم مى‌باشد. وى تعقّل واجب تعالى را نسبت به تمام اشیاء، تعقّل غیر زمانى مى‌شمارد. وی این مبحث به مناسبت بحث از علم خداوند، به شبهۀ مشهور اشاعره که علم واجب به اعمال باعث رفع اختیار از انسان مى‌گردد،‌پاسخ داده است.

 

 

الإعضالات

رسالۀ «الإعضالات» یا «عشرینیّة»، اثری چندْدانشی است که به تحلیل بیست مسئلۀ مشکل ریاضی، منطقی، فقهی و اصولی می‌پردازد. بخشى از فصول این کتاب در مورد احکام دائره و شیوه‌هاى اندازه‌گیرى آن در شرائط مختلف و برخى در اندازه‌گیرى میزان روز و شب و مسائلى پیرامون علت و معلول مى‌باشد. میرداماد در این رساله راجع به ماهیّت و علم خداوند نیز سخن گفته است. او علم خدا را غیر از ارادۀ او مى‌داند و مى‌گوید: ارادۀ خداوند عین علم او نیست.

میرداماد در بخش‌های پایانی کتاب، به اتّفاق فقهاء و اصولیین در احکام خمسه اشاره نموده و در دو «اعضال» آخر از نیّت معصیت و حکم آن سخن گفته است.

معنى «کراهت» در عبادات هم آخرین مسئلۀ مورد بحث توسّط میرداماد در رسالۀ «الإعضالات» است او این مدّعا را نمى‌پذیرد که کراهت در عبادت بمعنى کراهت واقعى نبوده بلکه به معنى کم شدن مرتبۀ ثواب مى‌شود؛ چراکه ثواب داراى مراتبى است که با انجام عبادت در مکان داراى کراهت و امثال آن ثوابى کمتر نصیب فاعل آن مى‌شود، نه اینکه خود عمل داراى کراهت باشد.

 

الإعضالات

 

الخُلسة الملکوت

مصنّف این رساله را در دو «رشح» تنظیم نموده است که هرکدام داراى بخش‌هاى گوناگونى مى‌باشد که ظاهرًا بیانگر حالات مختلف مؤلّف در ابراز مطالب آن فصل‌ها مى‌باشد؛ مثلًا بخشى را در هر رشحه «خلسة ملکوتیة» نامیده، بخش دیگرى را «ترشیح» و بخشى دیگر را «تشریق».

در رشح اوّل میرداماد چگونگى تألیف کتاب را به این ترتیب بیان کرده است که به دنبالۀ خوابى که در شب سیزدهم ماه شعبان المعظّم سال 1014 هجری‌قمری دیده بود و در آن خواب عدّه‌اى از وى در مورد اثبات دهر و حدوث عالم سئوال کرده‌اند که در واقع این رساله همان جوابى است که میرداماد در آن رؤیا به سئوال کنندگانى از عالم ملکوت املاء نموده است.

مسائل گوناگونی در این رساله به تفصیل مورد فحص و بررسی قرار گرفته‌اند؛ از جمله:

«سرمدیّت تقدّم بارى تعالى و ذاتى بودن این تقدّم»؛ «کیفیّت خلقت عالم و حلّ چند شبهه در مورد آن»؛ «خلق و بعث»؛ «بحث از زمان و حرکت»؛ «حرکت و ارادۀ جزئى و نسبت بین آن‌دو»؛ «نفوس فلکیّه»؛ «حوادث زمانیه و آنات وجود» و «تصحیح حدوث زمانى».

 

 

بخش پایانی مجلّد نخست مصنّفات میرداماد، به رساله‌های کوتاه و مختصر (المختصرات)[1]، مکاتبات و اجازه‌نامه‌های[2] میر اختصاص دارد. مجلّد دوم مجموعه نیز شامل کتاب «الافق المبین» است.

مجلّد اول و دوم این مجموعه به ترتیب در سال‌های 1381 و 1385 هجری‌شمسی از سوی انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، به همراه مقدّمه‌ای از دکتر مهدی محقّق، با بهای 49000 و 60000 ریال به بازار نشر عرضه گردید و در سال 1395 هجری‌شمسی از سوی نشر دارالسفیر، تجدید گردید.

 

  • مطالعۀ بیشتر:

«مصنّفات میرداماد» در ویکی‌نور

  • مشاهده و دریافت کتاب:

کتابخانه دیجیتالی نور / شبکة «الفکر»

 


[1]. این رساله‌ها که تعدادشان 27 رساله مى‌باشد عبارتند از: «نصف النهار»؛ «مفهوم الوجود و الماهیّة»؛ «حقیقت قدرت»؛ «علم الواجب»؛ «برهان اخصر و امتن لتوحید البارى تعالى»؛ «حدوث العالم»؛ «تعلیقة على الجمع بین الرأیین للفارابى»؛ «تعلیقة على أنموذج العلوم للدوانى»؛ «تعلیقة على حکمة الإشراق»؛ «تعلیقة على الشرح العضدى لمختصر اصول الحاجبى»؛ «تعلیقة فى أن الحمل دلیل الوجود الذهنى»؛ «دفع شبهه الاستلزام المنقولة عن ابن کمونه»؛ «حلّ مغالطة ابن کمونه»؛ «سدرة المنتهى»؛ «تفسیر آیۀ امانت الهى»؛ «تعریف ابن قتیبة مؤلّف الامامة و السیاسة»؛ «تعلیقة فى إثبات الواجب تعالى شأنه»؛ «تعلیقات على حاشیة شرح تجرید الاعتقاد للخفرى»؛ «شرح حدیث تمثیل الامام على (ع) بسورة التوحید»؛  «رسالۀ مکانًا علیًّا»؛ «جنّت و مکان روح»؛ «تعبیر جزء لایتجزّى» و «مقدمۀ شارع النجاة».

[2] . این بخش شامل اجازه‌هایى است که میرداماد در حقّ شاگردان خود صادر نموده است که عبارتند از: «دو اجازه به سیّد احمد عاملى»؛ «اجازه به سلطان العلماء»؛ «اجازه به شیخ عبدالغفار رشتى»؛ «اجازه به شیخ صالح جزائرى»؛ «اجازه به سیّدحسین کرکى عاملى»؛ «اجازه به قارى صحیفۀ سجّادیّه»؛ «اجازه به میرزا شاهرخ، قارى صحیفۀ سجّادیّه»؛ «اجازه به سیّد محمّدباقرمشهدى»؛ «اجازه به عبدالمطّلب طالقانى»؛ «اجازه به صدرالمتألّهین شیرازى»؛ «اجازه به محمّد معصوم، کاتب خلعیّه».

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (هنوز امتيازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید