رحلت میرداماد به روایت «تاریخ شاه‌صفی»


میرداماد چندسال پس از مرگ شاه‌عباس بزرگ زنده بود. در سال ۱۰۴۰هجری‌قمری و در زمان سلطنت شاه‌صفی، همراه او به زیارت عتبات عالیات رفت. در منزلی بین کربلا و نجف بیمار شد و در حالی که گفته شده  سالش از هشتاد گذشته بود،‌ چشم از جهان فروبست. میرداماد بنیان‌گذار حکمتی بود که در خدمت مذهب تشیّع و استحکام مبانی و گسترش احکام آن بود. وی به امامان شیعه(علیهم السلام) عشق و ارادت می‌ورزید. به نظر از نوادر می‌آید که کسی همۀ عمر به خاکی و صاحب آن خاک عشق بورزد و چون خود به زیارت آن برود، همان‌جا به محبوب خود ملحق گردد.

کتاب «تاریخ شاه صفی»، تألیف ابوالمفاخر بن فضل الله حسینی‌تفرشی[۱]، از جملۀ منابعی است که وفات میرداماد را گزارش داده‌اند. این اثر گران‌بها که با تصحیح و تعلیق جناب آقای محسن بهرام‌نژاد و از سوی نشر میراث مکتوب به طبع رسیده است، به تاریخ دوران حکومت شاه صفی می‌پردازد و به رغم ایجاز، شامل یک مجموعۀ اطّلاعات مهم تاریخی، ادبی و اجتماعی است. در بخشی از این کتاب آمده است:

 

من وقایع هذه السنه

(۱۰۴۰ هجری‌قمری)

«از وقایع سانحه که در آن ایّام فیض‌فرجام روی داد، آنکه اوان رایت خورشید طرایت کشورستانی ظل سبحانی در مشهد مقدّس غروی نزول اجلال داشت. نوّاب مستطاب، سیّدالأفاضل و زبدة العلماء فی الاواخر و الأوایل،‌ سیّد الحکماء الراسخین و خاتم المجتهدین، امیر محمّدباقر داماد، ‌متخلّص به اشراق (طاب ثراه) را چون عارضه روی داده بود و حسب الحکم جهان‌مطاع، محفّۀ آن نجابت و هدایت‌پناه را منزل به منزل، جمعی کثیر به دوش می‌آوردند، در منزل ذی الکفل،‌ شحنۀ امراض بر شهرستان مزاج آن هوشمند غالب آمده،‌ عامل طبع را از دخل در مزرعۀ طبیعت معزول ساختند. در این وقت مرغ روح ایشان که گرفتار تن بود،‌ بال شوق به پرواز درآورده، متوجّه عالم بقاء گریده،‌ اجابت حقّ را لبیّک گویان به خلد برین شتافت، و نعش شریف ایشان را به مشهد متبرّک غروی (صلوات الله علی ساکنها) آوردند. در این اثناء،‌ پادشاه عالم،‌ خاقان اعظم، با یک جهان شکوه و عظمت که نظارۀ آن ارواح اکاسرۀ دهر را در دهشت کشتی طاقت به گرداب حیرت افکندی،‌ به استقبال نعش شریف ایشان بیرون آمده، لوازم مراحم پادشاهانه و اعطاف خسروانه به ظهور آوردند، و در جوار آستان ملائک پاسبان ﴿فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِر﴾ دفن نمودند،‌ و بدانچه آرزوی دل آن دانش و غفران‌پناه بود، به ظهور رسید»[۲].

 

کتاب «مبادی تاریخ زمان نوّاب رضوان‌مکان»، نوشتۀ محمّدحسین حسینی‌تفرشی[۳]، که به ضمیمۀ مجموعۀ فوق الذکر عرضه شده است، رحلت میرداماد را این‌گونه روایت می‌کند:

 «… و از سوانح این ایّام آنکه نوّاب مجتهدالزمانی، باقرالعلوم الاوّلین و الآخرین را بعد از زیارت آستانۀ مقدّسۀ حائریّه و ادای لوازم زیارات و مناسک و عبادات،‌ عارضه ای طاری شده، مزاج وهّاج از منهج اعتدال انحراف یافته، شوق عالم ارواح نفس مقدّس ایشان را غالب گشته، نواب کامبخش کامران کامکار را وصی خود نموده، مقرّر داشتند که متملّکات ایشان را ثلثی به ورثه دهند، و ثلثی جهت اجارۀ حجّ و نماز و روزه صرف نمایند، و ثلثی به فقرا و مستحقّین رسانند، و از کربلای معلّی متوجّه زیارت نجف اشرف گشته، چون به دو فرسنگی نجف رسیدند، عالم جسمانی را وداع نموده، به جوار قدس ربّ‌العالمین متوجّه گشت. و لوازم تجهیز و تکفین و دفن به ظهور آمده، روح پُرفتوح او را به صدقات و لوازم آن شاد نمودند، آنچه لازمۀ اعتماد و اخلاص باشد، به ظهور آوردند و در جوار مرقد مقدّس شاه ولایت (صلوات الله علیه) مدفون ساخته و به لوازم تعزیه‌داری قیام نمودند»[۴].

 

  • مطالعۀ بیشتر:

تاریخ وفات میرداماد

 


[۱]. مورّخ و شاعر عهد شاه عبّاس بزرگ و شاه صفی یکم.

[۲]. تاریخ شاه‌صفی، ص۵۵ .

[۳]. از منشیان و ادیبان و مورّخان همان دوره و برادر کوچکتر ابوالمفاخر.

[۴]. تاریخ شاه‌صفی، ص۱۲۰ .

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (هنوز امتيازی داده نشده)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید